بعد مدتی دنبال کار گشتن وارد شرکتی شدم که خدمات دستگاه های کارت خوان انجام میدادن اونجا بهم دو تا شغل پیشنهاد شد که یکیش تعمییر و نصب دستگاه ها بود یکیم بازاریابی از اونجایی که من موتور نداشتم رفتم سراغ کار دوم یعنی بازاریابیاولش خیلی سخت بود برام مثل هر کاری که ادم میخواد شروع کنه اما درموردش اطلاعات دقیقی نداره و هرچی میدونه اطلاعاتش از دور بوده حالا که دو هفته است دارم کار میکنم کم کم دارم یه چیزایی یاد میگیرم این کار اگر هیچی نداره حداقل فن بیانت رو خوب میکنه و فرصتی که مواردی رو که تو کتابا خوندی یه امتحانی بکنی ببینی چند مرده حلاجی خوبیش اینه که ته نداره اگه یکم نبوغ داشته باشی موتونی صود خوبی کسب کنی** نیاز های مشتری ها رو که درک کنی میتونی بازار هدفت رو درست انتخاب کنی** به هیچ وجه دروغ نگوو حتی مصلحتی چون هر مشتری موتونه یه بازاریاب برای محصولات باشه اگر باهاش درست برخورد کنی + نوشته شده در سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۵ساعت ۸:۲۹ ب.ظ  توسط سهراب سزاوار
|
همیشه یه راهی هست...
ما را در سایت همیشه یه راهی هست دنبال میکنید
برچسب: بازاریابی, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 19:06